تاريخ : پنجشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۱ | 17:42 | نویسنده : محمد سلمانی

منبع : http://www.lpokm.blogfa.com/post-232.aspx

نویسنده: پریناز باقری سولا


دلم با توست ای سولا دلم با توست

دلم با سبزی و لبخند

دلم  با رود  آیینه

دلم با آن حمام گرم رودخانه

سرای سبز      رودی سبز

دل های "هم دهی ها "سبز

به یاد اشک ماست ریخته در کیسه

درون خانه ی خاله

و یاد گوسفندان رضا دایی

به یاد خنده های آن پسر بچه که از تپه

فرو می آمد از شوق صدای دوره گردی

به یاد مِه که مهمان همه می شد

 و راهش از میان جنگل و کوه و درختان

به درگاه پل سولا می افتاد

به یاد مهربانی ها

به یاد دامن پاک و بلند

زنان کاری سولا

به یاد عمه ام با آن لباس

پیچ در پیچش

و سرمایی که از مغرب طلوع می کرد

صدای سگ که می ترسید

از من و من از او

که این ناوارد کوچک به دور خانه صاحب

چرا می گردد او در شب

به یاد مسجدش در روز عاشورا

علم می آمد و می کرد الم

دل های مشتاقان

اگر چه این تصاویری ست جا مانده در ذهنم

ولی مانده ست و می ماند

همیشه تا همیشه

در سرای خاطرات من

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com