ماجرایی عجیب و غیر قابل انکار در زمانی نه چندان دور در مسیر حرکت عزاداران سالار شهیدان واقع شده که از لحاظ منبع بیشتر اهالی قریهی سولا و ننهکران آن را بیان میکنند و به یاد دارند.
در آن دوره رسم بود که اهالی روستاهای اطراف ننهکران برای عزاداری حسینی در طول روزهای محرّم تا روز عاشورا به صورت دستههای زنجیرزنی در کنار مقبره موسوم به تربه که در کتاب تاریخ و فرهنگ نمین پیرلنگ عنوان شده، جمع شده و به عزاداری میپرداختند. طبق همان رسم اهالی روستای سولا به همراه دسته زنجیرزنی و به صورت سیاهپوش در جادّهی خاکی سولا به ننهکران (منطبق بر جادّهی آسفالتهی فعلی نمین، سولا، ننهکران، آبیبیگلو) به سمت محلّ عزاداری در حرکت بودهاند. آنها در طول مسیر علاوه بر زنجیرزنی به نوحهخوانی میپرداختند و اوّل دستهی زنجیرزنی و در پی آنها مردان همراه و ادامه جماعت زنان مؤمنه آنها را بدرقه میکردند. از قضا در آن سال ماه محرّم فصل بهار بوده و مزارع گندم و جو سایر مزروعات در عین سبزی و خرّمی. دسته به رسم و مسیر سابق خود حرکت میکرده و در نزدیکی آن زیارتگاه از راه اصلی خارج شده و از داخل مزرعهای که آن سال گندم و کاملاً سبز بوده، قصد گذر میکنند. صاحب این ملک که از این امر رضایتی نداشته در آن روز خاص خود را آماده میکند که جلوی آنها را بگیرد و هنگام ورود به مزرعه، جلوی دسته میگیرد که چه میکنید؟ و مزرعهی مرا نابود میکنید! و به من خسارت میزنید؛ و با نوع برخورد خود عزاداران را میرنجاند؛ به گواهی خیل زیادی از اهالی کهنسال روستا، کج کردن مسیر دستهی زنجیرزنی همان و آتش گرفتن آن مزرعهی سبز همان و هیچ کس را یارای آن نبود که این مزرعهی سبز آتش گرفته را خاموش کند. وقتی پرس و جو کردم که آیا همهی مزرعه آتش گرفته یا طور دیگر؟ به من گفتند که مسیری که سالیانه دسته از آنجا میگذشت آتش گرفته و به حواشی و مزارع دیگر آسیب نرسیده است و این کرامتی به یاد مانده از این مراسم بود که ذکر شد. علاوه بر آن کرامات فراوانی در اینباره عنوان شده که نیاز به تحقیق و جلوگیری از اغراق دارد.
.: Weblog Themes By Pichak :.
