تاريخ : سه شنبه یکم دی ۱۳۸۸ | 23:10 | نویسنده : محمد سلمانی

   ماجرایی عجیب و غیر قابل انکار در زمانی نه چندان دور در مسیر حرکت عزاداران سالار شهیدان واقع شده که از لحاظ منبع بیشتر اهالی قریه­ی سولا و ننه­کران آن را بیان می­کنند و به یاد دارند.

   در آن دوره رسم بود که اهالی روستاهای اطراف ننه­کران برای عزاداری حسینی در طول روزهای محرّم تا روز عاشورا به صورت دسته­های زنجیرزنی در کنار مقبره موسوم به تربه که در کتاب تاریخ و فرهنگ نمین پیرلنگ عنوان شده، جمع شده و به عزاداری می­پرداختند. طبق همان رسم اهالی روستای سولا به همراه دسته زنجیرزنی و به صورت سیاه­پوش در جادّه­ی خاکی سولا به ننه­کران (منطبق بر جادّه­ی آسفالته­ی فعلی نمین، سولا، ننه­کران، آبی­بیگلو) به سمت محلّ عزاداری در حرکت بوده­اند. آن­ها در طول مسیر علاوه بر زنجیرزنی به نوحه­خوانی می­پرداختند و اوّل دسته­ی زنجیرزنی و در پی آن­ها مردان همراه و ادامه جماعت زنان مؤمنه آنها را بدرقه می­کردند. از قضا در آن سال ماه محرّم فصل بهار بوده و مزارع گندم و جو سایر مزروعات در عین سبزی و خرّمی. دسته به رسم و مسیر سابق خود حرکت می­کرده و در نزدیکی آن زیارتگاه از راه اصلی خارج شده و از داخل مزرعه­ای که آن سال گندم و کاملاً سبز بوده، قصد گذر می­کنند. صاحب این ملک که از این امر رضایتی نداشته در آن روز خاص خود را آماده می­کند که جلوی آنها را بگیرد و هنگام ورود به مزرعه، جلوی دسته می­گیرد که چه می­کنید؟ و مزرعه­ی مرا نابود می­کنید! و به من خسارت می­زنید؛ و با نوع برخورد خود عزاداران را می­رنجاند؛ به گواهی خیل زیادی از اهالی کهن­سال روستا، کج کردن مسیر دسته­ی زنجیرزنی همان و آتش گرفتن آن مزرعه­ی سبز همان و هیچ کس را یارای آن نبود که این مزرعه­ی سبز آتش گرفته را خاموش کند. وقتی پرس و جو کردم که آیا همه­ی مزرعه آتش گرفته یا طور دیگر؟ به من گفتند که مسیری که سالیانه دسته از آنجا می­گذشت آتش گرفته و به حواشی و مزارع دیگر آسیب نرسیده است و این کرامتی به یاد مانده از این مراسم بود که ذکر شد. علاوه بر آن کرامات فراوانی در این­باره عنوان شده که نیاز به تحقیق و جلوگیری از اغراق دارد.