ما در داستان های مربوط به مزارع کشاورزی معمولا عروسکی بزرگی به نام مترسک و حصار را در مزارع برای حفاظت می بینیم و می خوانیم. ولی در روستای سولا برای عامه زمین های کشاورزی چنین چیزی وجود ندارد. مزارع دو گونه اند یا کاشته شده اند که اهالی طبق شرع اسلام و حرام بودن چرای زمین مردم و جنبه حق النّاس داشتن از استفاده برای مصارف دامپروری خودداری می کنند و یا زمینی است که کاشته نشده است. اهالی برای نشان دادن تمایل خود برای استفاده دیگران از این زمین رسمی دارند که آورده می شود.
یکی از رسوم کشاورزان در این ایام، گذاشتن کلک در زمین کشاورزی است. کلک در واقع یک مقدار کمی از خاک همان زمین است که با بیل در یک نقطه جمع شده و به صورت تپه کوچک ساخته می شود و فقط چند تا از این علامت ها برای نشانه گذاری کافی است. این علامت در قسمت ورودی زمین و اول بهار گذاشته می شود و مفهوم آن این است که مالک آن زمین آنجا را قُرُق کرده و می خواهد از علوفه های رشد کرده در زمین خود برای چرای احشام و یا درو استفاده کند یا این که می خواهد برای مصارف دامپروری در اختیار کس دیگری قرار دهد. این یک قاعده عمومی و قرارداد اخلاقی در بین اهالی است که زمینی که کلک خورده نباید چرا دهند و یا از آن احشام را عبور دهند.
البته این نکته فراموش نشود که چرای زمین های دیگران بدون رضایت آنها ممنوع است ولی زمینی که کلک گذاشته نشده در نظر صاحبان احشام روستا از قدیم به این معنی است که صاحب آن از چرا داده شدن آن زمین توسط غیر رضایت دارد.
محصولاتی که در زمینهای کشاورزی روستا بیشتر کشت میشود؛ غلّات و حبوباتی (طبق گفته ی لغت نامه ی دهخدا) شامل گندم، جو، گاودانه، سیاهدانه، عدس، نخود و لپه و همچنین سیبزمینی، چغندرقند، هویج، کدو، کلم و انواع سبزی و ... میباشد و از علوفهجات شبدر و یونجه. این نوع محصولات به دلیل نوع و مقدار زمینهای زراعی است. متأسّفانه با وجود قدمت روستا به لحاظ املاک چندان غنی نیست. زمینهای زراعی روستای دودران در جنب روستا کشیده شده و زمینهای خانقاه از املاک سولا هم فراتر رفته و تا نزدیکی جگرکندی پیش رفته، همچنین املاک جگرکندی تا نزدیکی سولا پیش آمده و در مورد سایر روستاهای اطراف هم تاحدودی چنین است. با توجّه به این چنین تقسیمبندی طبیعی است که حرفهی کشاورزی برای اکثریّت اهالی جنبهی سودآوری نداشته باشد. یکی از دلایل مهاجرت نیز همین مورد میتواند باشد.
نوع زمینهای روستا به دو نوع «دِم» یعنی دیم و «شام» یعنی آبی تقسیم میشود. زمینهای شام معمولاً زیر رطوبت بوده و کانال آب دارند و میتوان آنها را آبیاری کرد ولی زمین دِم فقط با آب باران و برف محصول میدهند. بیشتر زمینهای زراعی حال حاضر روستا از املاک سایر روستاها خریداری شده است. در گذشته کانالهای زیادی برای آبیاری بوده، ولی امروزه از رونق افتاده و بعضی هم شخم شده و به زمینهای کشاورزی پیوسته است. جای تأمّل اینجاست که آیا در گذشته آب زیاد بوده و یا اهالی تمایل بیشتری برای کسب محصول بیشتری داشتهاند که این قدر تلاش کرده و کانالهای متعدّدی فراهم کردهاند. در سالهای اخیر دو عامل عمده این سیستم آبیاری را ضعیف نموده یکی خشکسالیهای پی در پی و دیگری مهاجرت نیروی انسانی لازم از روستا به جایهای دیگر. شاید زمان آن رسیده که در روشهای کشاورزی سنتی تغییراتی داده شود و آبیاری غرقآبی جای خود را به روشهای جدیدتری بدهد. این کار در روستا با همکاری جهادکشاورزی شروع شده و ما شاهد سیمانی شده کانالها یکی پس از دیگری و افزایش خدمات کشاورزی از جمله ارائه بذرهای با کیفیّت بالا، کودهای یارانهای و سموم آفتکش و مشاورههای کشاورزی و دیگر خدمات از آن جملهاند.
نحوهی برداشت محصولات تغییرات عمدهای داشته است. برداشت محصولات کوتاه قد مانند عدس و گاودانه به همان روش سنّتی صورت میگیرد. و به علّت قدّ کوتاه قابل درو کردن نیست بنابراین ماشینآلات کشاورزی امکان برداشت این نوع محصولات را ندارند. سالها پیش در رسانهها خبر ساخت دستگاهی اعلام شد که این محصول را هم برداشت میکند ولی تا به حال که نمونهای از آن در دسترس نبوده است. در برداشت این محصول چند نفر از اعضای خانواده و یا همسایگان باهم به سر زمین میروند و محصول را دستی جمعآوری میکنند که از قدیم تا حال تغییر چندانی نکرده است.
گیاهان قدبلند مانند گندم و جو در قدیم با دست و با همان روش گفته شده و هم با داس درو و جمعآوری میشد. معروفترین داس مورد استفاده و البته بهترین داس، داس نمین بود. این روشها وقتگیر است و به نیروی انسانی ماهر و زیادی احتیاج دارد. دلیل استفاده از این روش این بود که اهالی به برکت گندم عقیده داشتند و راضی به هدر دادن حتّی یک خوشه آنهم نمیشدند. لکن به دلیل کاسته شدن نیروی انسانی و لزوم تسریع در برداشت محصول "درگز" (دروگر دستی با دستهی بلند) که فقط برای برداشت علوفه استفاده میشد، در مزارع گندم هم کاربرد پیدا کرد. برای کار با این وسیله نیروی انسانی ماهر لازم بود. سالها عدّهای از اهالی با نام "درگزچی" به روستاهای اطراف برای برداشت محصول میرفتند و کسب درآمد مینمودند. در کل سه نوع درگز معروف وجود دارد. درگز شامله ساخت بلژیک یا سویس، درگز نمین و درگز روسی. درگز شامله سبک و محکم بود و تیغهی آن راحتتر تیز میشد بنابراین به لحاظ قیمت هم گرانتر است. درگز نمین هم سبکی و کارایی مناسبی دارد و درگز روس که سیاه رنگ و سنگین است و باعث زود خسته شدن استفاده کننده میشود ولی همین وزن باعث درو مناسب میشود. از لحاظ عمر نیز تیغهی شامله بیشتر عمر میکند. این تا زمانی رونق داشت که تراکتور و وسایل دروگر و کمباین به میدان نیامده بود. وقتی دروگر کوچک وارد کار کشاورزی شد مورد استقبال چندانی واقع نشد چون فکر میشد که محصول را خراب و پایمال میکند تاحدودی این امر صحیح است ولی سرعت درو را بالاتر برده، نیاز به نیروی انسانی کم داشته و محصول را بستهبندی هم میکند. این نسبت به درو با درگز که محصول باید با دست و شنکش جمعآوری و بستهبندی میشد، برتری داشت. ولی در درو چمن که کاری دشوار برای اکثریّت بود توانست خود را نشان داده و در آنجا موفّقتر و مقبول برای اهالی بود.
بستهبندی سابق با وسیلهی طناب مانندی به درازای دو متر که به صورت دستساز از علف میسازند و در اصطلاح محل "بَندَم" میگویند؛ انجام میگرفت. بستهبندی با بندم مهارت خاصی طلب میکرد تا بستهبندیها باز نشود. به هر بسته اصطلاحاً "باغ" یا "دریز" میگفتند. به هر ده باغ یک "خَلوَر" میگویند.
امروزه وسایل جدید کشاورزی به وجود آمده و بجای بستهبندی به روش قدیم، با استفاده از بیلِر و تراکتور این بستهبندی به روش بهتری صورت میگیرد. این نوع بستهبندی به دلیل نیاز کم به نیروی انسانی و کیفیّت بهتر و سرعت بالا روز به روز رونق بیشتری میگیرد.

تصویری از مزارع شامات روستا
نوع چیدن بستهبندیهای قدیمی که تایا نامیده می شود هم جالب بود. به طوری که ابتدا 4 بسته سپس 3، 2 و 1 بسته که جمعاً 10 باغ یا یک خَلوَر میشد و شمردن را راحتتر میکرد. طریقهی انبار کردن علفها هم، جذابیّت خاصّی داشت. معمولاً در نزدیکی خانهی روستایی مکانی تقریباً بلندتر از اطراف که آب به آنجا نفوذ نکند انتخاب میشد و بستهها طوری قرار میگرفت که آب باران و برف به داخل بستهها نفوذ نکند، حالتی شبیه چتر.
انتقال محصولات به روستا به صورت دستی یا با چهارپایان و یا با ارّابه صورت میگرفت. هر کس خودش ارّابه داشته و معمولاً کسی به عنوان حمل کنندهی محصول کشاورزی برای دیگری کار نمیکرد که البته این روش امروزه کاربردی ندارد. تراکتور تقریباً همه کارهی انتقال محصولات است.
جدا کردن دانه از محصول در خرمن دستساز صورت میگرفت. زمین محلّ خرمن را ابتدا از علفهای هرز پاک میکردند و آب میپاشیدند و با چهارپا و یا خودشان با پا میکوبیدند تا محکمتر شود. سپس محصول را به آنجا میآوردند. خرمن کردن باز با چهاپایان دردسر زیادی داشت. معمولاً وسیلهای به نام "مالا" که در زیر آن تیغههای فلزّی قرار داشت روی محصول کشیده میشد. آنقدر این کار ادامه پیدا میکرد تا دانهها از محصول جدا شود. سپس مخلوط کاه و دانه - به وسیله شَنَ (چنگک)- به بالا انداخته میشد که اصلاحاً "سوریخ" میگویند. خرمن کردن با این روش وقتگیر بود و ماهها طول میکشید که خرمن تمام شود. گاهی تا فصل سرما هم ادامه پیدا میکرد و حتّی محصول زیر برف میماند و بهار سال بعد خرمن میشد. زمانی که استفاده از تراکتور معمول شد، تراکتور همان کار گاو را در این سیستم میکرد و فقط وسیلهای به نام دِکس را پشت سر خود میکشید. خرمن کردن با تراکتور بسیار راحتتر از روش قبلی بود و خیلی سریع جایگزین آن شد. بعدها با رونق گرفتن کار خرمنکوبهایی که با تراکتور حمل میشود قسمتی از خرمنها مکانیزه شد. البته این نوع خرمنکوب طرفدار چندانی نداشت. چون اغلبِ همان دردسرها را داشت. همچنین صدای بلند این دستگاه، احتمال حوادث ناگوار و همچنین گرد و غبار زیاد از مشکلات آن بود. یکی از اشکالات عمدهی آن، در کاه تولیدی بود که برای مصرف چندان مطلوب نبود. بعدها که کمباین در دسترس قرار گرفت دیگر کمتر کسی حتّی فکر و خیال خرمن قدیم را میکند بلکه با کمباین، دانه را برداشت کرده و کاه را هم بستهبندی میکنند. با این روش زمان برداشت محصول به حداقل میرسد. عیب کار کمباین از دید کشاورزان، ریزش محصول در هنگام درو و دیگری از داخل دستگاه است. اگر کمباین درست تنظیم نشود خسارت بزرگی به کشاورز وارد میشود و بخشی از محصول به هدر میرود. امروزه طرح جالب خرید تضمینی گندم، باعث شده که عدّهی زیادی فقط به کاشت این محصول بپردازند؛ چرا که میدانند بازار فروش نسبتاً خوبی دارد.
کاشت محصول در زمان قدیم با گاوآهن بود ("گافین" و "کوزبیر" و وسیلهای به نام "جوتچیبیغی" در دست شخم زننده) و برخی زمینهای کوچک را با بیل شخم میزدند. به هر حال روش سابق وقتگیر و خستهکننده بود و به نیروی انسانی زیادی هم احتیاج داشت. تراکتور در حال حاضر همه کارهی شخمزنی شده است. بذرافشانی هم تا همین اواخر دستی بود ولی دستگاه بذرپاش رقیب قدرتمندی برای آن است و هر سال که میگذرد این بخش کشاورزی را بیشتر تحت اختیار میگیرد. در کل، کشاورزی امروز به غیر از قسمت جزئی بقیّه با ماشین صورت میگیرد.
.: Weblog Themes By Pichak :.
