تاريخ : پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۹ | 14:19 | نویسنده : محمد سلمانی

   ما در داستان های مربوط به مزارع کشاورزی معمولا عروسکی بزرگی به نام مترسک و حصار را در مزارع برای حفاظت می بینیم و می خوانیم. ولی در روستای سولا برای عامه زمین های کشاورزی چنین چیزی وجود ندارد. مزارع دو گونه اند یا کاشته شده اند که اهالی طبق شرع اسلام و حرام بودن چرای زمین مردم و جنبه حق النّاس داشتن از استفاده برای مصارف دامپروری خودداری می کنند و یا زمینی است که کاشته نشده است. اهالی برای نشان دادن تمایل خود برای استفاده دیگران از این زمین رسمی دارند که آورده می شود.

   یکی از رسوم کشاورزان در این ایام، گذاشتن کلک در زمین کشاورزی است. کلک در واقع یک مقدار کمی از خاک همان زمین است که با بیل در یک نقطه جمع شده و به صورت تپه کوچک ساخته می شود و فقط چند تا از این علامت ها برای نشانه گذاری کافی است. این علامت در قسمت ورودی زمین و اول بهار گذاشته می شود و مفهوم آن این است که مالک آن زمین آنجا را قُرُق کرده و می خواهد از علوفه های رشد کرده در زمین خود برای چرای احشام و یا درو استفاده کند یا این که می خواهد برای مصارف دامپروری در اختیار کس دیگری قرار دهد. این یک قاعده عمومی و قرارداد اخلاقی در بین اهالی است که زمینی که کلک خورده نباید چرا دهند و یا از آن احشام را عبور دهند.

   البته این نکته فراموش نشود که چرای زمین های دیگران بدون رضایت آنها ممنوع است ولی زمینی که کلک گذاشته نشده در نظر صاحبان احشام روستا از قدیم به این معنی است که صاحب آن از چرا داده شدن آن زمین توسط غیر رضایت دارد.



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۸۸ | 11:29 | نویسنده : محمد سلمانی

محصولاتی که در زمین­های کشاورزی روستا بیشتر کشت می­­شود؛  غلّات و حبوباتی (طبق گفته ی لغت نامه ی دهخدا) شامل گندم، جو، گاودانه، سیاه­دانه، عدس، نخود و لپه و همچنین سیب­زمینی، چغندرقند، هویج، کدو، کلم و انواع سبزی و ... می­باشد و از علوفه­جات شبدر و یونجه. این نوع محصولات به دلیل نوع و مقدار زمین­های زراعی است. متأسّفانه با وجود قدمت روستا به لحاظ املاک چندان غنی نیست. زمین­های زراعی روستای دودران در جنب روستا کشیده شده و زمین­های خانقاه از املاک سولا هم فراتر رفته و تا نزدیکی جگرکندی پیش­ رفته، همچنین املاک جگرکندی تا نزدیکی سولا پیش آمده و در مورد سایر روستاهای اطراف هم تاحدودی چنین است. با توجّه به این چنین تقسیم­بندی طبیعی است که حرفه­ی کشاورزی برای اکثریّت اهالی جنبه­ی سود­آوری نداشته باشد. یکی از دلایل مهاجرت نیز همین مورد می­تواند باشد.

نوع زمین­های روستا به دو نوع «دِم» یعنی دیم و «شام» یعنی آبی تقسیم می­شود. زمین­های شام معمولاً زیر رطوبت بوده و کانال آب دارند و می­توان آن­ها را آبیاری کرد ولی زمین دِم فقط با آب باران و برف محصول می­دهند. بیشتر زمین­های زراعی حال حاضر روستا از املاک سایر روستاها خریداری شده است. در گذشته کانال­های زیادی برای آبیاری بوده، ولی امروزه از رونق افتاده و بعضی هم شخم شده و به زمین­های کشاورزی پیوسته است. جای تأمّل این­جاست که آیا در گذشته آب زیاد بوده و یا اهالی تمایل بیشتری برای کسب محصول بیشتری داشته­اند که این قدر تلاش کرده و کانال­های متعدّدی فراهم کرده­اند. در سال­های اخیر دو عامل عمده این سیستم آبیاری را ضعیف نموده یکی خشک­سالی­های پی در پی و دیگری مهاجرت نیروی انسانی لازم از روستا به جای­های دیگر. شاید زمان آن رسیده که در روش­های کشاورزی سنتی تغییراتی داده شود و آبیاری غرق­آبی جای خود را به روش­های جدیدتری بدهد. این کار در روستا با همکاری جهادکشاورزی شروع شده و ما شاهد سیمانی شده کانال­ها یکی پس از دیگری و افزایش خدمات کشاورزی از جمله ارائه بذرهای با کیفیّت بالا، کودهای یارانه­ای و سموم آفت­کش و مشاوره­های کشاورزی و دیگر خدمات از آن جمله­اند.

نحوه­ی برداشت محصولات تغییرات عمده­ای داشته است. برداشت محصولات کوتاه قد مانند عدس و گاودانه به همان روش سنّتی صورت می­گیرد. و به علّت قدّ کوتاه قابل درو کردن نیست بنابراین ماشین­آلات کشاورزی امکان برداشت این نوع محصولات را ندارند. سال­ها پیش در رسانه­ها خبر ساخت دستگاهی اعلام شد که این محصول را هم برداشت می­کند ولی تا به حال که نمونه­ای از آن در دسترس نبوده­ است. در برداشت این محصول چند نفر از اعضای خانواده و یا همسایگان باهم به سر زمین می­روند و محصول را دستی جمع­آوری می­کنند که از قدیم تا حال تغییر چندانی نکرده است.

گیاهان قدبلند مانند گندم و جو در قدیم با دست و با همان روش گفته شده و هم با داس درو و جمع­آوری می­شد. معروفترین داس مورد استفاده و البته بهترین داس، داس نمین بود. این روش­ها وقت­گیر است و به نیروی انسانی ماهر و زیادی احتیاج دارد. دلیل استفاده از این روش این بود که اهالی به برکت گندم عقیده داشتند و راضی به هدر دادن حتّی یک خوشه­ آن­هم نمی­شدند. لکن به دلیل کاسته شدن نیروی انسانی و لزوم تسریع در برداشت محصول "درگز" (دروگر دستی با دسته­ی بلند) که فقط برای برداشت علوفه استفاده می­شد، در مزارع گندم هم کاربرد پیدا کرد. برای کار با این وسیله نیروی انسانی ماهر لازم بود. سال­ها عدّه­ای ­از اهالی با نام "درگزچی" به روستاهای اطراف برای برداشت محصول می­رفتند و کسب درآمد می­نمودند. در کل سه نوع درگز معروف وجود دارد. درگز شامله ساخت بلژیک یا سویس، درگز نمین و درگز روسی. درگز شامله سبک و محکم بود و تیغه­ی آن راحت­تر تیز می­شد بنابراین به لحاظ قیمت هم گران­تر است. درگز نمین هم سبکی و کارایی مناسبی دارد و درگز روس که سیاه رنگ و سنگین است و باعث زود خسته شدن استفاده کننده می­شود ولی همین وزن باعث درو مناسب می­شود. از لحاظ عمر نیز تیغه­ی شامله بیشتر عمر می­کند. این تا زمانی رونق داشت که تراکتور و وسایل دروگر و کمباین به میدان نیامده بود. وقتی دروگر کوچک وارد کار کشاورزی شد مورد استقبال چندانی واقع نشد چون فکر می­شد که محصول را خراب و پایمال می­کند تاحدودی این امر صحیح است ولی سرعت درو را بالاتر برده، نیاز به نیروی انسانی کم داشته و محصول را بسته­بندی هم می­کند. این نسبت به درو با درگز که محصول باید با دست و شن­کش جمع­آوری و بسته­بندی می­شد، برتری داشت. ولی در درو چمن که کاری دشوار برای اکثریّت بود توانست خود را نشان داده و در آنجا موفّق­تر و مقبول برای اهالی بود.

بسته­بندی سابق با وسیله­ی طناب مانندی به درازای دو متر که به صورت دست­ساز از علف می­سازند و در اصطلاح محل "بَندَم" می­گویند؛ انجام می­گرفت. بسته­بندی با بندم مهارت خاصی طلب می­کرد تا بسته­بندی­ها باز نشود. به هر بسته اصطلاحاً "باغ" یا "دریز" می­گفتند. به هر ده باغ یک "خَلوَر" می­گویند.

امروزه وسایل جدید کشاورزی به وجود آمده و بجای بسته­بندی به روش قدیم، با استفاده از بیلِر و تراکتور این بسته­بندی به روش بهتری صورت می­گیرد. این نوع بسته­بندی به دلیل نیاز کم به نیروی انسانی و کیفیّت بهتر و سرعت بالا روز به روز رونق بیشتری می­گیرد.

سولا

تصویری از مزارع شامات روستا

نوع چیدن بسته­بندی­های قدیمی که تایا نامیده می شود هم جالب بود. به طوری که ابتدا 4 بسته سپس 3، 2 و 1 بسته که جمعاً 10 باغ یا یک خَلوَر می­شد و شمردن را راحت­تر می­کرد. طریقه­ی انبار کردن علف­ها هم، جذابیّت خاصّی داشت. معمولاً در نزدیکی خانه­ی روستایی مکانی تقریباً بلندتر از اطراف که آب به آنجا نفوذ نکند انتخاب می­شد و بسته­ها طوری قرار می­گرفت که آب باران و برف به داخل بسته­ها نفوذ نکند، حالتی شبیه چتر.

انتقال محصولات به روستا به صورت دستی یا با چهارپایان و یا با ارّابه صورت می­گرفت. هر کس خودش ارّابه داشته و معمولاً کسی به عنوان حمل کننده­ی محصول کشاورزی برای دیگری کار نمی­کرد که البته این روش امروزه کاربردی ندارد. تراکتور تقریباً همه کاره­ی انتقال محصولات است.

جدا کردن دانه از محصول در خرمن دست­ساز صورت می­گرفت. زمین محلّ خرمن را ابتدا از علف­های هرز پاک می­کردند و آب می­پاشیدند و با چهارپا و یا خودشان با پا می­کوبیدند تا محکم­تر شود. سپس محصول را به آنجا می­آوردند. خرمن کردن باز با چهاپایان دردسر زیادی داشت. معمولاً وسیله­ای به نام "مالا" که در زیر آن تیغه­های فلزّی قرار داشت روی محصول کشیده می­شد. آن­قدر این کار ادامه پیدا می­کرد تا دانه­ها از محصول جدا شود. سپس مخلوط کاه و دانه - به وسیله شَنَ (چنگک)- به بالا انداخته می­شد که اصلاحاً "سوریخ" می­گویند. خرمن کردن با این روش وقت­گیر بود و ماه­ها طول می­کشید که خرمن تمام شود. گاهی تا فصل سرما هم ادامه پیدا می­کرد و حتّی محصول زیر برف می­ماند و بهار سال بعد خرمن می­شد. زمانی که استفاده از تراکتور معمول شد، تراکتور همان کار گاو را در این سیستم می­کرد و فقط وسیله­ای به نام دِکس را پشت سر خود می­کشید. خرمن کردن با تراکتور بسیار راحت­تر از روش قبلی بود و خیلی سریع جایگزین آن شد. بعدها با رونق گرفتن کار خرمنکوب­هایی که با تراکتور حمل می­شود قسمتی از خرمن­ها مکانیزه شد. البته این نوع خرمنکوب طرفدار چندانی نداشت. چون اغلبِ همان دردسرها را داشت. همچنین صدای بلند این دستگاه، احتمال حوادث ناگوار و همچنین گرد و غبار زیاد از مشکلات آن بود. یکی از اشکالات عمده­ی ­آن، در کاه تولیدی بود که برای مصرف چندان مطلوب نبود. بعدها که کمباین در دسترس قرار گرفت دیگر کمتر کسی حتّی فکر و خیال خرمن قدیم را می­کند بلکه با کمباین، دانه را برداشت کرده و کاه را هم بسته­بندی می­کنند. با این روش زمان برداشت محصول به حداقل می­رسد. عیب کار کمباین از دید کشاورزان، ریزش محصول در هنگام درو و دیگری از داخل دستگاه است. اگر کمباین درست تنظیم نشود خسارت بزرگی به کشاورز وارد می­شود و بخشی از محصول به هدر می­رود. امروزه طرح جالب خرید تضمینی گندم، باعث شده که عدّه­ی زیادی فقط به کاشت این محصول بپردازند؛ چرا که می­دانند بازار فروش نسبتاً خوبی دارد.

کاشت محصول در زمان قدیم با گاوآهن بود ("گافین" و "کوزبیر" و وسیله­ای به نام "جوت­چی­بی­غی" در دست شخم زننده) و برخی زمین­های کوچک را با بیل شخم می­زدند. به هر حال روش سابق وقت­گیر و خسته­کننده بود و به نیروی انسانی زیادی هم احتیاج داشت. تراکتور در حال حاضر همه کاره­ی شخم­زنی شده است. بذر­افشانی هم تا همین اواخر دستی بود ولی دستگاه بذرپاش رقیب قدرتمندی برای آن است و هر سال که می­گذرد این بخش کشاورزی را بیشتر تحت اختیار می­گیرد. در کل، کشاورزی امروز به غیر از قسمت جزئی بقیّه با ماشین صورت می­گیرد.