در روستا از زمان قدیم پختن نان در خود منازل صورت میگرفت. هرکس با گندمی را که خودش میکاشت و برمیداشت به آسیاب میبرد و آرد میکرد و با آن در خانهها نان میپخت. نانواهای روستا همان مادران زحمتکش روستا بودند. آنها آرد را با زحمت زیاد خمیر میکردند و در تنور نان میپختند. نان پخته شده فقط از گندم نبود و گاهی هم از آرد جو برای نان پختن استفاده میشد. مخصوصاً در زمانهای قحطی و سالیانی که بیگانگان گرسنگی را به ملّت ما تحمیل میکردند. نانهایی که با گندم روستا پخته میشد کمی تیرهتر از نانهای فعلی درمیآمد. آنهم مربوط به سبوس گندم بود که در آرد باقی میماند. این نان به دلیل وجود سبوس گندم به طور طبیعی تقویت شده است و موادّ غذایی بیشتری دارد. دلیل دیگر خوشمزه بودن این نانها این بود که آن را وقتی که خمیر میکردند با استفاده کمی خمیر که به عنوان مایا (مخمّر طبیعی) کاملاً تخمیر (اصطلاحاً آجیخدیرماخ) میکردند. نان پخته شده را میشد تا مدّتها (حتّی چندین ماه) نگهداری کرد. ابتدا نانها را در جایی روی زمین پهن میکردند تا خشک شود و بعد از خشک شدن در جایی خشک انبار میکردند. هر وقت که میخواستند این نانها را مصرف کنند؛ آنها را با کمی آب نمناک کرده و در پارچهای میپیچیدند. پس از چند ساعت نان کاملاً نرم و خوشمزه آماده مصرف میشد. اگر کسی آن را گرم میکرد و میخورد مزّهی آن چندان فرقی با نان تازه پخته شده نمیکرد.
محلّ پختن نان را تندیرخانا (تنورخانه) مینامند. در این محل تندیر (تنور) را در سکویی قرار میدادند و یا در زمین چال میکردند. تندیر در واقع یک استوانه از گل رس پخته شده و شبیه سفال است که بانوان خوش ذوق روستا خود آنها را درست میکردند. ابتدا گل رس مناسب (شیرین تورپاخ) را از اطراف روستا جمعآوری کرده و خوب آن را الک میکردند و گل درست کرده و با حوصله ورز میدادند. مقدار کمی هم کاه ریز و از موی احشامی مانند گاومیش را با آن مخلوط میکردند تا استحکام مناسبی پیدا کند. ساختن این استوانه رسی با قطر نیم متر در سر و حدود 70 سانتیمتر در ته کار پرزحمتی بود ولی زنان روستا آن را مانند تفریحی برای خود حساب میکردند. ابتدا از همان محلّ نصب تنور آغاز میکردند و تدریجاً دورچینی کرده و بالا میآوردند تا کامل شود. و در نهایت قسمت فوقانی آن را درست میکردند. پس از مدتی که معمولاً هفت روز از ساخت تنور میگذشت با انگشت روی آن فشار میدادند. اگر ردّ انگشت روی آن دیگر نمیماند؛ میفهمیدند که دیگر خشک شده است. داخل و اطراف تنور را از مواد سوختنی مانند چوب و فرآردههای دامی پر میکردند و در آن آتش بزرگی درست میکردند و به اصطلاح تنور را میپختند. در پایان تنوز قرمز رنگی که مانند سفال محکم شده بود؛ ساخته میشد. اگر قسمتی از آن هم ترک برمیداشت به حساب نمیآوردند و تنور را به همان حالت استفاده میکردند. برای تأمین هوای مورد نیاز تنور یک مسیر برای رفت و آمد هوا به داخل تنور قسمت پایین میگذاشتند و طرف دیگر آن به هوای آزاد مربوط میشد. این روزنه علاوه بر تأمین هوای لازم برای سوختن موادّ داخل تنور راهی برای کنترل شدّت درون تنور هم بوده به این شکل که با گرفتن دهانهی روزنه آتش داخل تنور به دلیل نبود هوا کمکم خاموش میشد. در واقع هر چه جریان هوا در این روزنه بیشتر بود شدّت سوختن کوره هم بیشتر میشد. اطراف تنور آماده شده را با خاک و گل میپوشاندند و این تنور برای سالها میتوانست نان مورد نیاز خانواده را بپزد. برخی تولیدکنندگان سفال در منطقه تنور حاضری هم درست میکردند و به روستا میآوردند و در اختیار اهالی قرار میدادند.
اولین نانوایی روستا که نان بربری میپزد در روستا حدود 15 سال پیش ساخته شد و بخشی از نان مصرفی روستا را تأمین کرد و باعث شد کمکم پختن نان سنّتی از دور خارج شود. امروزه کمتر کسی خودش نان میپزد؛ بلکه از نانوایی روستا و یا برای تهیّه انواع دیگر نان به ننهکران و یا نمین میروند. دوّمین نانوایی روستا که نان لواش میپخت بعدها به صورت آزادپزی شروع به کار کرد؛ امّا نتوانست به فعّالیّت خود ادامه دهد و تعطیل شد.
.: Weblog Themes By Pichak :.
