تاريخ : جمعه بیستم آذر ۱۳۸۸ | 12:47 | نویسنده : محمد سلمانی

   در روستا از زمان قدیم پختن نان در خود منازل صورت می­گرفت. هرکس با گندمی را که خودش می­کاشت و برمی­داشت به آسیاب می­برد و آرد می­کرد و با آن در خانه­ها نان می­پخت. نانواهای روستا همان مادران زحمت­کش روستا بودند. آنها آرد را با زحمت زیاد خمیر می­کردند و در تنور نان می­پختند. نان پخته شده فقط از گندم نبود و گاهی هم از آرد جو برای نان پختن استفاده می­شد. مخصوصاً در زمان­های قحطی و سالیانی که بیگانگان گرسنگی را به ملّت ما تحمیل می­کردند. نان­هایی که با گندم روستا پخته می­شد کمی تیره­تر از نان­های فعلی در­می­آمد. آن­هم مربوط به سبوس گندم بود که در آرد باقی می­ماند. این نان به دلیل وجود سبوس گندم به طور طبیعی تقویت شده است و موادّ غذایی بیشتری دارد. دلیل دیگر خوشمزه بودن این نان­ها این بود که آن را وقتی که خمیر می­کردند با استفاده کمی خمیر که به عنوان مایا (مخمّر طبیعی) کاملاً تخمیر (اصطلاحاً آجیخ­دیرماخ) می­کردند. نان پخته شده را می­شد تا مدّت­ها (حتّی چندین ماه) نگهداری کرد. ابتدا نان­ها را در جایی روی زمین پهن می­کردند تا خشک شود و بعد از خشک شدن در جایی خشک انبار می­کردند. هر وقت که می­خواستند این نان­ها را مصرف کنند؛ آن­ها را با کمی آب نمناک کرده و در پارچه­ای می­پیچیدند. پس از چند ساعت نان کاملاً نرم و خوشمزه آماده مصرف می­شد. اگر کسی آن را گرم می­کرد و می­خورد مزّه­ی آن چندان فرقی با نان تازه پخته شده نمی­کرد.

   محلّ پختن نان را تندیرخانا (تنورخانه) می­نامند. در این محل تندیر (تنور) را در سکویی قرار می­دادند و یا در زمین چال می­کردند. تندیر در واقع یک استوانه­ از گل رس پخته شده و شبیه سفال است که بانوان خوش ذوق روستا خود آن­ها را درست می­کردند. ابتدا گل رس مناسب (شیرین تورپاخ) را از اطراف روستا جمع­آوری کرده و خوب آن­ را  الک می­کردند و گل درست کرده و با حوصله ورز می­دادند. مقدار کمی هم کاه ریز و  از موی احشامی مانند گاومیش را با آن مخلوط می­کردند تا استحکام مناسبی پیدا کند. ساختن این استوانه رسی با قطر نیم متر در سر و حدود 70 سانتی­متر در ته کار پرزحمتی بود ولی زنان روستا آن را مانند تفریحی برای خود حساب می­کردند. ابتدا از همان محلّ نصب تنور آغاز می­کردند و تدریجاً دورچینی کرده و بالا می­آوردند تا کامل شود. و در نهایت قسمت فوقانی آن را درست می­کردند. پس از مدتی که معمولاً هفت روز از ساخت تنور می­گذشت با انگشت روی آن فشار می­دادند. اگر ردّ انگشت روی آن دیگر نمی­ماند؛ می­فهمیدند که دیگر خشک شده است. داخل و اطراف تنور را از مواد سوختنی مانند چوب و فرآرده­های دامی پر می­کردند و در آن آتش بزرگی درست می­کردند و به اصطلاح تنور را می­پختند. در پایان تنوز قرمز رنگی که مانند سفال محکم شده بود؛ ساخته می­شد. اگر قسمتی از آن هم ترک برمی­داشت به حساب نمی­آوردند و تنور را به همان حالت استفاده می­کردند. برای تأمین هوای مورد نیاز تنور یک مسیر برای رفت و آمد هوا به داخل تنور قسمت پایین می­گذاشتند و طرف دیگر آن به هوای آزاد مربوط می­شد. این روزنه علاوه بر تأمین هوای لازم برای سوختن موادّ داخل تنور راهی برای کنترل شدّت درون تنور هم بوده به این شکل که با گرفتن دهانه­ی روزنه آتش داخل تنور به دلیل نبود هوا کم­کم خاموش می­شد. در واقع هر چه جریان هوا در این روزنه بیشتر بود شدّت سوختن کوره هم بیشتر می­شد. اطراف تنور آماده شده را با خاک و گل می­پوشاندند و این تنور برای سال­ها می­توانست نان مورد نیاز خانواده را بپزد. برخی تولیدکنندگان سفال در منطقه تنور حاضری هم درست می­کردند و به روستا می­آوردند و در اختیار اهالی قرار می­دادند.

   اولین نانوایی روستا که نان بربری می­پزد در روستا حدود 15 سال پیش ساخته شد و بخشی از نان مصرفی روستا را تأمین کرد و باعث شد کم­کم پختن نان سنّتی از دور خارج شود. امروزه کمتر کسی خودش نان می­پزد؛ بلکه از نانوایی روستا و یا برای تهیّه انواع دیگر نان به ننه­کران و یا نمین می­روند. دوّمین نانوایی روستا که نان لواش می­پخت بعدها به صورت آزادپزی شروع به کار کرد؛ امّا نتوانست به فعّالیّت خود ادامه دهد و تعطیل شد.