تاريخ : شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۸۸ | 17:49 | نویسنده : محمد سلمانی

   اين ماه مبارك نزد اهالي ايّام مباركي است. اهالي در اواخر ماه شعبان براي رؤيت ماه رمضان تلاش مي­كردند. اكثراً چند روز قبل از رمضان مثلاْ سه روز به پيشواز اين ماه مبارك مي­رفتند. بعد از رؤيت ماه، همه از اوّل رمضان برای سحری بر می­خواستند و همدیگر را بیدار می­نمودند. کسی خواب نمی­ماند. مناجات توسّط برخی از اهالی در مسجد خوانده می­شد که اکثراً آیاتی از قرآن بود. ملّا غلام و بعد ملّا بابا و پسرش مرحوم صمد آخوند همچنين ابراهیم علیزاده از مناجات خوان­ها بودند و بعد از مناجات اعلام می­کردند که همه برای سحری (اوباشدان­نیخ) بیدار شوند.

   عدّه­ای برای امور شرعی آب را از حمام روستا با سطل به خانه می­آوردند. اهالی به نماز اهمّیّت فراوانی می­دادند و اعتقاد آن­ها بر ادای نماز، اوّل وقت بود. عدّه­ای به منظور احسان براي افطاري آش و فطیر تهیّه کرده و توزیع می­کردند. رفتن به افطاري اقوام و خويشان از ديگر مراسمات اين ماه است. اطعام فقيران در اين ماه رونق خاصّي داشته است. اهالي در تمام طول سال و به ويژه در اين ماه در مسجد نماز جماعت برپا مي­داشتند. شب­هاي قدر و احيا را با شكوه ويژه­اي برگزار مي­كردند. مراسم «بك يا الله» با حضور روحاني محل انجام مي­شد.

   نماز عید فطر معمولاً اگر هوا مناسب بود در اطراف مزارستان روستا انجام می­شد. واگر هوا مساعد نبود در مسجد نماز می­خواندند. چون مسجد آن زمان کوچک­تر بود جای برای همه پیدا نبود و ایستادن در صف نماز، آزادانه و راحت ممکن نمي­شد.

   مؤذّن­های روستا: محمّد (ساکن تهران و پیرمردی بلند و ریش سفید که موقع محرّم به سولا می­آمد) بعد  ابراهیم علیزاده و محمّد برادر ابراهیم، باباش (باباکشی) پدر حسن و ملک

   دیدن ماه شوال هم برای اهالی بسیار مهم بود و اگر تا سه روز بعد ماه رمضان هم ماه دیده نمی­شد کسی روزه­اش را نمی­شکست.