اين ماه مبارك نزد اهالي ايّام مباركي است. اهالي در اواخر ماه شعبان براي رؤيت ماه رمضان تلاش ميكردند. اكثراً چند روز قبل از رمضان مثلاْ سه روز به پيشواز اين ماه مبارك ميرفتند. بعد از رؤيت ماه، همه از اوّل رمضان برای سحری بر میخواستند و همدیگر را بیدار مینمودند. کسی خواب نمیماند. مناجات توسّط برخی از اهالی در مسجد خوانده میشد که اکثراً آیاتی از قرآن بود. ملّا غلام و بعد ملّا بابا و پسرش مرحوم صمد آخوند همچنين ابراهیم علیزاده از مناجات خوانها بودند و بعد از مناجات اعلام میکردند که همه برای سحری (اوباشداننیخ) بیدار شوند.
عدّهای برای امور شرعی آب را از حمام روستا با سطل به خانه میآوردند. اهالی به نماز اهمّیّت فراوانی میدادند و اعتقاد آنها بر ادای نماز، اوّل وقت بود. عدّهای به منظور احسان براي افطاري آش و فطیر تهیّه کرده و توزیع میکردند. رفتن به افطاري اقوام و خويشان از ديگر مراسمات اين ماه است. اطعام فقيران در اين ماه رونق خاصّي داشته است. اهالي در تمام طول سال و به ويژه در اين ماه در مسجد نماز جماعت برپا ميداشتند. شبهاي قدر و احيا را با شكوه ويژهاي برگزار ميكردند. مراسم «بك يا الله» با حضور روحاني محل انجام ميشد.
نماز عید فطر معمولاً اگر هوا مناسب بود در اطراف مزارستان روستا انجام میشد. واگر هوا مساعد نبود در مسجد نماز میخواندند. چون مسجد آن زمان کوچکتر بود جای برای همه پیدا نبود و ایستادن در صف نماز، آزادانه و راحت ممکن نميشد.
مؤذّنهای روستا: محمّد (ساکن تهران و پیرمردی بلند و ریش سفید که موقع محرّم به سولا میآمد) بعد ابراهیم علیزاده و محمّد برادر ابراهیم، باباش (باباکشی) پدر حسن و ملک
دیدن ماه شوال هم برای اهالی بسیار مهم بود و اگر تا سه روز بعد ماه رمضان هم ماه دیده نمیشد کسی روزهاش را نمیشکست.
.: Weblog Themes By Pichak :.
