در زمانهای نه چندان دور به دلیل جنس و کیفیّت خانههای روستا بارشهای کوتاه شدید و بارشهای طولانی مدّت نوعی بلا برای اهالی بود. بارش "سیسغا یازیش" باعث چکّه کردن سقف اکثر خانهها و برهم خوردن نظم خانه میشد. اهالی و مخصوصاً زنان روستا برای بارانهای شدید راه سریعتری داشتند. آنها اشیاء فلزّی را زیر باران میانداختند و معتقد بودند که باران زود بند میآید. قطع این باران هم به خاطر منازل و هم به خاطر حضور مردان روستا در مزارع و چوپانان و احشامشان در مراتع صورت میگرفت تا کسی آسیب نبیند و یا احشام دچار سرمازدگی نشوند. از بین بردن احتمال سیل نیز از دلایل این کار بود. برای بارشهای طولانی زنان روستا رسم دیگری داشتند آنها در مکانی مانند مسجد و یا در منازل یکی از اهالی جمع میشدند و نام چهل نفر کچل که جمعآوری کرده بودند یکبهیک میبردند و یک نفر روی ریسمان قرمز رنگی که در دست داشت باشنیدن نام هر نفر یک گره میزد. بعد از تمام شدن نام کچلها و کنترل تعداد گرهها این ریسمان را روی بوتهی خارداری میانداختند و باران زود بند میآمد. این رسم در روستا بسیار قدیمی است و امروزه کمتر کسی به آن اعتقاد دارد.
در کتاب تاریخ خانقاه سفلی صفحه ی ۲۰۵ هم به این رسم به طور مفصل تر اشاره شده است.
.: Weblog Themes By Pichak :.
