تاريخ : یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۸۸ | 16:56 | نویسنده : محمد سلمانی

   در زمان­های نه چندان دور به دلیل جنس و کیفیّت خانه­های روستا بارش­های کوتاه شدید و بارش­های طولانی­ مدّت نوعی بلا برای اهالی بود. بارش "سیسغا یازیش" باعث چکّه کردن سقف اکثر خانه­ها و برهم خوردن نظم خانه می­شد. اهالی و مخصوصاً زنان روستا برای باران­های شدید راه سریع­تری داشتند. آن­ها اشیاء فلزّی را زیر باران می­انداختند و معتقد بودند که باران زود بند می­آید. قطع این باران هم به خاطر منازل و هم به خاطر حضور مردان روستا در مزارع و چوپانان و احشامشان در مراتع صورت می­گرفت تا کسی آسیب نبیند و یا احشام دچار سرمازدگی نشوند. از بین بردن احتمال سیل نیز از دلایل این کار بود. برای بارش­های طولانی زنان روستا رسم دیگری داشتند آن­ها در مکانی مانند مسجد و یا در منازل یکی از اهالی جمع می­شدند و نام چهل نفر کچل که جمع­آوری کرده بودند یک­به­یک می­بردند و یک نفر روی ریسمان قرمز رنگی که در دست داشت باشنیدن نام هر نفر یک گره می­زد. بعد از تمام شدن نام کچل­ها و کنترل تعداد گره­ها این ریسمان را روی بوته­ی خارداری می­انداختند و باران زود بند می­آمد. این رسم در روستا بسیار قدیمی است و امروزه کمتر کسی به آن اعتقاد دارد.

در کتاب تاریخ خانقاه سفلی صفحه ی ۲۰۵ هم به این رسم به طور مفصل تر اشاره شده است.