شب تا دیر هنگام در رادیو و تلویزیون دعا پخش می شد. در اخبار اعلام شده بود که حال امام زیاد خوب نیست. مردم در مساجد جمع شده بودند و این دعا را می خواندند: ام من یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء. شب را نگران خوابیدم. آن روزها صبح تلویزیون برنامه نداشت به خاطر همین همه برای شنیدن اذان صبح از رادیو استفاده می کردند. اذان تمام شده بود و قرآن پخش می شد. آن روز زودتر از خواب شده بودم. رادیو فقط قرآن پخش می کرد. یعنی چه شده است؟ کارکنان رادیو یادشان رفته که نوار قرآن را روشن گذاشته اند؟ نگران بودم و این نگرانی را در چهره همه می شد دید. چیزی به ساعت 7 نمانده است. مشغول خوردن صبحانه شدم. می خواستم از خانه بیرون بروم که رادیو ساعت 7 را اعلام کرد. گوینده رادیو شروع کرد: بسم الله الرحمن الرحیم. انا لله و انا الیه راجعون . روح بلند ... . لرزش و حزن صدای گوینده بیشتر از مطالبی که می گفت خبر رسان و تاثیر گذار بود. حتی کسانی که خوب فارسی نمی دانستند فهمیدند که چه شده است. غم سنگینی در دلها نشست. چاره ای نبود همه باید سر کار خود می رفتند. ای کاش می توانستم کاری انجام دهم. به راه افتادیم. ولی عده ای از جوانان نیامدند. کاش من هم مانده بودم. آنها سوار ماشین شدند و به سمت تهران حرکت کردند. چرا می روند؟ من هم می خواستم بیایم. آن روزها تصاویر تکان دهنده ای از حزن و اندوه مردم از تلویزیون سیاه و سفید خانه ما پخش می شد. ای کاش یک بار هم که می شد اورا از نزدیک می دیدم و با او صحبت می کردم.
بنده روز 14 خرداد سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) را خدمت آقا امام زمان (عج)
و شما بازدید کننده گرامی تسلیت عرض می کنم.
.: Weblog Themes By Pichak :.

