بین تاریخ ایجاد روستا و اندازه مزارستان بستگی خاصّی وجود دارد. هر چه اندازهی مزارستان بزرگتر، قدمت روستا به همان اندازه بیشتر است. برای ایجاد مزارستانی با این وسعت حداقل 300 الی 400 سال زمان لازم است. بخشی از این قسمت روستا در اثر مدرسهسازی و ساختمانسازیهای شرق آن از بین رفته است. الان این مکان در غرب روستا قرار گرفته است. این جهت قرار گرفتن کمی شگفت به نظر میرسد. دهياري فعلي سولا ضمن بیان این امر بیان کردند که مزارستان در جنوب و یا شمال روستا ساخته میشود و دلیل آنهم مسیر بادها بیان کردند که از شرق و غرب بیشتر بوده و گذر از مزارستان باعث میشود گرد و غبار وارد هوای روستا شود که مطلوب نیست. همچنین ایشان این امر که سولای سابق بر این، در قسمت علیای مزارستان بوده و در اثر زلزله از بین رفته و اهالی در محلّ کنونی ساکن شدهاند را محتمل میداند. البتّه واقع شدن مزارستان در دامنهی تپّهی غربی جلوی بیشتر گرد و غبارها را میگیرد. هرکس که فوت میشود مزار وی به اصطلاح در ردیف فامیلی خودش در آنجا مدفون میشود. کسی برای محلّ مزار پول پرداخت نمیکند و برای کَندن آن هم اجرتی داده نمیشود. بخشی از مزارستان مربوط به کشتههای تصادف گردنهی حیران با اتوبوس هستند که همگی غریب و ناآشنا بودند و در ضلع شرقی مزارستان در خاک آرمیدهاند. امروزه کمتر کسی است که جریان آنها را بداند و هنگام ورود به مزارستان فاتحهای برای آنها قرائت نکند.
در روستا طبق رسم و آیین اسلام هنگامی که کسی فوت میکند مؤذّن روستا با صدای اذان و از بلندگوی مسجد قضیّه را برای عموم اعلام میکند. اکثر افراد روستا که امکان حضور دارند، عدّهای در خانه متوفّی و عدّهای هم با بیل و کلنگ به سمت مزارستان حرکت میکنند. آنها که به منزل متوفّی میروند عزادیدگان را آرام کرده و مقدّمات تدفین فراهم میکنند. بلافاصله همه با همکاری هم و با وسایلی که دائماً در قسمت ضلع شمالی مسجد آماده است، متوفّی را به غسالخانه روستا انتقال میدهند. در گذشته مراسم غسل و تکفین در منزل متوفّی انجام میشد که مشکلات خاصّ خود را داشت. ولی بعدها به همّت اهالی غساخانه ساخته شده و مراسم شکل آبرومندانهای پیدا کرده است. کسی برای غسل دادن وجهی دریافت نمیکند؛ بلکه همه برای ثواب اخروی این کار را انجام میدهند. تنها هزینههای جاری از جمله کپسول گاز و آب مصرفی بر عهدهی خانوادهی متوفّی است. سپس به رسم مسلمانی نماز میّت در صفهای منظّم خوانده میشود و فرد فوت شده را با سه مرتبه گذاشته شدن روی زمین و دوباره حرکت دادن در مسیر تا مزار و با ندای « الله اکبر- لا اله الا الله- محمّد رسول الله و علی ولی الله» حرکت میدهند. افراد حاضر شده در مزارستان محلّ توصیه شده توسّط بستگان متوفّی را با نظارت افراد آگاه به این مسئله آماده میکنند. هر کسی که حضور دارد برای کسب اجر این کار، به اندازه چند بیل خاک را میکَند. پس از آماده شدن مزار و آوردن میّت، با حضور یک روحانی میّت در مزار قرار گرفته و آیین آن اجرا میشود. سپس روی مزار پوشانده شده و ادعیه و سوره یس خوانده میشود. همه جماعت حاضر به خانواده متوفّی تسلیت میگویند. سپس همه به سمت منزل متوفّی حرکت میکنند. بستگان مرحوم یا مرحومه در جلوی در خانه میایستند و اهالی ابتدا برای روح وی فاتحهای خوانده و دوباره به صورت صف مانند همه به داغدیدگان تسلیت میگویند. بعضی وقتها همان روز اوّل در مسجد برنامهی عزاداری برای اهالی در مسجد برگزار میشود. روزهای سوّم و هفتم و چهلم معمولاً مراسم سوگ در مسجد بعد از ظهرها برگزار میشود که تاریخ و ساعت مراسم با اعلامیّه به اطّلاع عموم میرسد. همچنین مراسم جزوی خوانی قرآن در صبح همان روزها انجام میشود و اهالی به تناوب حضور یافته و بخشی از جزوی را میخوانند و در هنگام خروج به داغدیدگان حاضر تسلیت میگویند. معمولاً برای احسان و جلب مغفرت الهی یک وعده غذا برای شرکتکنندگان از طرف خانواده متوفّی تدارک دیده شده و از اهالی برای صرف غذا دعوت میشود. مراسم سوگ و ختم با قرائت قرآن آغاز میشود و سپس نوحهخوان به مرثیهسرایی میپردازد و در قسمت بعدی روحانی دعوت شده به مجلس به بیان مسائل شرعی پرداخته و در پایان با مرثیّهای مجلس را به پایان میرساند. در این مجلس از شرکتکنندگان با چای و خرما و گاهی حلوا پذیرایی میشود. جزویها در بین شرکتکنندگان توزیع شده و جزویهای خوانده شده دوباره جمعآوری میگردد. سعی بر این است که یکبار قرآن ختم شود. در پایان مراسم همه هنگام خروج از مسجد به سوگواران تسلیت میگویند. بعد از خروج از مسجد همه بر سر مزار تازه متوفّی میروند و فاتحهای میخوانند. البته این کار را به تناوب انجام میدهند تا اطراف مزار زیاد شلوغ نشود. در این بین همه سعی میکنند به مزار بستگان خودشان هم سری بزنند. مرسوم است که سورهی مبارکه «یس» و ادعیه خوانده میشود. سپس اهالی به سمت خانهی متوفّی حرکت کرده و مراسم تسلیتگویی دوباره انجام میشود و سپس اهالی دوباره به زندگی خود مشغول میشوند. البته الزامی وجود ندارد که همه از اول تا آخر مراسم حضور داشته باشند و حضور در حدّی که خانواده متوفّی حضور کسی را درک کنند، کافی است.
معمولاً وقتی کسی فوت میکند اطرافیان اگر مراسم خیری مانند خواستگاری و عقدخوانی و عروسی دارند، کمی تأمّل میکنند. برای رفع این قضیّه اکثراً خانوادهی متوفّی اعلام میکنند که خانواده معزّی راضی به توقّف امور خیر نمیباشند و با اینکار حجّت را تمام میکنند. به ندرت پیش میآید که مراسم عزا و عروسی به یک روز بیافتد. اگر به اجبار چنین شد اهالی موضوع را درک کرده و مراسم عزا را کمی مختصرتر و مراسم عروسی را با موسیقی و شادی محدودتری انجام میدهند که مراعات حال هر دو طرف بشود.
.: Weblog Themes By Pichak :.
