تاريخ : سه شنبه سی ام تیر ۱۳۸۸ | 17:31 | نویسنده : محمد سلمانی

   آسیاب قدیمی تقریباً وسط روستا و در پایین­دست صخره قرار داشت. مکان قبلی آسیاب در حال حاضر مشهود نیست و زیر خلوارها خاک مدفون شده است. در هر صورت این آسیاب آبی نمونه­ای از علم و صنعت در گذشته نه چندان دور اهالی سولا بوده است. گفته می­شود که ابتدا جلوی آب را مثل یک حوضچه با بندی می­گرفتند تا به اندازه­ی مطلوبی برسد و سپس راه آن را باز کرده و در عمل با چرخیدن چرخ­های آسیاب آرد کردن گندم­ها شروع می­شد. اطّلاعی از اینکه پیش از این آسیاب، آسیاب دیگری بوده یا نه در دست نیست. تعدادی از اهالی به یاد دارند که پیش از آن گندم­هایشان را برای آرد کردن به جاهای دیگر مانند نمین و ننه­کران و دگرماندرق می­بردند.

   اوّلین آسیاب ماشینی جنب مسجد جامع، ضلع جنوبی در ساختمانی با دیوار گلی و سقف چوبی توسّط آقای محمدعلی بیدیان ساخته و پرداخته شده است. این دستگاه حیاتی و قدرتمند برای روستا سال­های سال گندم اهالی روستا و همچنین روستاهای اطراف را با کیفیّت مطلوبی آرد می­کرد. رونق این آسیاب به گونه­ای بود که باید برای نوبت گرفتن از قبل درباره­ی آن با آسیابان صحبت می­شد.

   سیستم خنک­کنندگی این آسیاب نیز حکایتی داشت. جریان آب این ماشین به جای عبور از رادیاتور توسط لوله به یک حوضچه، در کنار آسیاب سرازیر می­شد و آب خنک شده دوباره به سمت دستگاه پیش می­رفت. گاهاً و به ویژه در زمستان­ها این آب ولرم نوازش­گر دستان تلاش­گری می­شد که برای رفاه خانواده به شستشوی لباس­ها و ظروف منزل می­پرداختند. آن­ها معمولاً یک سطل آب سرد می­آوردند و سطل خود را از آب ولرم پر کرده و می­بردند.

   معمولاً برای آرد کردن هزینه و یا اجرتی نقدی دریافت نمی­شد. بلکه معادل یک­دهم کل وزن محصول تحت عنوان "کوزَ" به عنوان سهم آسیابان از کیسه­ها پس از وزن­کردن جدا می­شد و بقیّه برای صاحب غلّه آرد می­شد. آسیاب در واقع یک موتور قوی گازوئیلی شبیه موتور تراکتور و با همان صدا بود که با یک تسمه­ی بلند به دستگاه آسیاب وصل می­شد. فرد آرد کننده، خود مسئول آرد کردن گندم­ها بود و باید هم مراقب خزینه­ی غلّه و هم آرد تولید شده بود. این آرد تازه، نباید فوراً داخل کیسه­ها ریخته می­شد بلکه گذشت کمی زمان، لازم بود تا خنک­تر شود این انتقال با پاروی کوتاهی انجام می­گرفت. دلیل انتقال اینست که اگر آرد گرم تازه را کسی در کیسه می­ریخت احتمال به هم چسبیدن دوباره ذرّات آرد زیاد می­شد و آرد در واقع کیفیّت خود را از دست می­داد. وسایل لازم برای باز کردن کیسه و پر کردن آن همیشه در آن­جا مهیّا بود. سوزن و نخ مخصوص به نام "قییغ" هم برای دوختن دوباره­ی کیسه­ها یافت می­شد. اتّفاقی که برای آرد کننده در حین آرد کردن پیش می­آمد جالب بود. تقریباً تمام موهای سر و رویش و حتی روی لباسش مقداری آرد می­نشست و در واقع موهای خود را همان­جا سفید می­کرد. این آسیاب مدت­های مدیدی مشغول آرد کردن گندم­ها و غلّات اهالی خود روستا و دیگر روستاهای اطراف بود. تا این­که با ورود محصولات یارانه­ای از جمله آرد یارانه­ای که کیفیّت بهتری داشت و نان سفید­تری به دست می­آمد کم­کم اهالی با مقایسه قیمت گندم به دست آمده با آرد یارانه­ای متوجّه شدند که با فروش یک کیسه گندم خود چندین کیسه آرد می­توانند تهیّه کنند. اگر در گذشته کسی گندم­های کشاورزی را می­خرید و در برابر یک کیسه گندم یک کیسه آرد به او می­داد؛ کشاورز خوش­حال می­شد؛ چون از رنج آرد کردن رها می­شد. ولی تفاوت زیاد قیمت گندم و آرد در زمانه­ی جدید باعث شد تا کمتر کسی گندم حاصل دست­رنج خود را آرد کرده و نان بپزد؛ بلکه امروزه همه گندم­ها می­فروشند و به اندازه­ی لازم آرد می­خرند. از طرف دیگر با ایجاد نانوایی در روستا و همچنین نمین و ننه­کران دیگر کمتر کسی در خانه نان می­پزد و همه از نانوایی­های اطراف و سولا نان مورد نیاز خود تأمین می­کنند. این وضعیّت باعث شد که آسیاب روستا بخش عظیمی از بازار کار خود را از دست بدهد و فقط به آسیاب غلّات دیگر از جمله جو و گاودانه و سیاه­دانه که ویژه تغذیه دام هستند پرداخته شود. از طرف دیگر با کاهش جمعیّت روستا و به فروش رفتن قسمت عمده­ی احشام این کسب و کار نیز رونق سابق را نداشت. این مسائل باعث تغییر در آسیاب روستا شد. دستگاه آسیاب قدیمی به فروش رفت و امروزه از فرزندان همان آسیابان در محلّ کارگاه پدریشان که در روبروی مسجد جامع است اوّلین آسیاب برقی داخل روستا را راه­اندازی کردند. این آسیاب برقی تاکنون توانسته نیازهای اهالی را در مورد آسیاب برآورده کند.