آسیاب قدیمی تقریباً وسط روستا و در پاییندست صخره قرار داشت. مکان قبلی آسیاب در حال حاضر مشهود نیست و زیر خلوارها خاک مدفون شده است. در هر صورت این آسیاب آبی نمونهای از علم و صنعت در گذشته نه چندان دور اهالی سولا بوده است. گفته میشود که ابتدا جلوی آب را مثل یک حوضچه با بندی میگرفتند تا به اندازهی مطلوبی برسد و سپس راه آن را باز کرده و در عمل با چرخیدن چرخهای آسیاب آرد کردن گندمها شروع میشد. اطّلاعی از اینکه پیش از این آسیاب، آسیاب دیگری بوده یا نه در دست نیست. تعدادی از اهالی به یاد دارند که پیش از آن گندمهایشان را برای آرد کردن به جاهای دیگر مانند نمین و ننهکران و دگرماندرق میبردند.
اوّلین آسیاب ماشینی جنب مسجد جامع، ضلع جنوبی در ساختمانی با دیوار گلی و سقف چوبی توسّط آقای محمدعلی بیدیان ساخته و پرداخته شده است. این دستگاه حیاتی و قدرتمند برای روستا سالهای سال گندم اهالی روستا و همچنین روستاهای اطراف را با کیفیّت مطلوبی آرد میکرد. رونق این آسیاب به گونهای بود که باید برای نوبت گرفتن از قبل دربارهی آن با آسیابان صحبت میشد.
سیستم خنککنندگی این آسیاب نیز حکایتی داشت. جریان آب این ماشین به جای عبور از رادیاتور توسط لوله به یک حوضچه، در کنار آسیاب سرازیر میشد و آب خنک شده دوباره به سمت دستگاه پیش میرفت. گاهاً و به ویژه در زمستانها این آب ولرم نوازشگر دستان تلاشگری میشد که برای رفاه خانواده به شستشوی لباسها و ظروف منزل میپرداختند. آنها معمولاً یک سطل آب سرد میآوردند و سطل خود را از آب ولرم پر کرده و میبردند.
معمولاً برای آرد کردن هزینه و یا اجرتی نقدی دریافت نمیشد. بلکه معادل یکدهم کل وزن محصول تحت عنوان "کوزَ" به عنوان سهم آسیابان از کیسهها پس از وزنکردن جدا میشد و بقیّه برای صاحب غلّه آرد میشد. آسیاب در واقع یک موتور قوی گازوئیلی شبیه موتور تراکتور و با همان صدا بود که با یک تسمهی بلند به دستگاه آسیاب وصل میشد. فرد آرد کننده، خود مسئول آرد کردن گندمها بود و باید هم مراقب خزینهی غلّه و هم آرد تولید شده بود. این آرد تازه، نباید فوراً داخل کیسهها ریخته میشد بلکه گذشت کمی زمان، لازم بود تا خنکتر شود این انتقال با پاروی کوتاهی انجام میگرفت. دلیل انتقال اینست که اگر آرد گرم تازه را کسی در کیسه میریخت احتمال به هم چسبیدن دوباره ذرّات آرد زیاد میشد و آرد در واقع کیفیّت خود را از دست میداد. وسایل لازم برای باز کردن کیسه و پر کردن آن همیشه در آنجا مهیّا بود. سوزن و نخ مخصوص به نام "قییغ" هم برای دوختن دوبارهی کیسهها یافت میشد. اتّفاقی که برای آرد کننده در حین آرد کردن پیش میآمد جالب بود. تقریباً تمام موهای سر و رویش و حتی روی لباسش مقداری آرد مینشست و در واقع موهای خود را همانجا سفید میکرد. این آسیاب مدتهای مدیدی مشغول آرد کردن گندمها و غلّات اهالی خود روستا و دیگر روستاهای اطراف بود. تا اینکه با ورود محصولات یارانهای از جمله آرد یارانهای که کیفیّت بهتری داشت و نان سفیدتری به دست میآمد کمکم اهالی با مقایسه قیمت گندم به دست آمده با آرد یارانهای متوجّه شدند که با فروش یک کیسه گندم خود چندین کیسه آرد میتوانند تهیّه کنند. اگر در گذشته کسی گندمهای کشاورزی را میخرید و در برابر یک کیسه گندم یک کیسه آرد به او میداد؛ کشاورز خوشحال میشد؛ چون از رنج آرد کردن رها میشد. ولی تفاوت زیاد قیمت گندم و آرد در زمانهی جدید باعث شد تا کمتر کسی گندم حاصل دسترنج خود را آرد کرده و نان بپزد؛ بلکه امروزه همه گندمها میفروشند و به اندازهی لازم آرد میخرند. از طرف دیگر با ایجاد نانوایی در روستا و همچنین نمین و ننهکران دیگر کمتر کسی در خانه نان میپزد و همه از نانواییهای اطراف و سولا نان مورد نیاز خود تأمین میکنند. این وضعیّت باعث شد که آسیاب روستا بخش عظیمی از بازار کار خود را از دست بدهد و فقط به آسیاب غلّات دیگر از جمله جو و گاودانه و سیاهدانه که ویژه تغذیه دام هستند پرداخته شود. از طرف دیگر با کاهش جمعیّت روستا و به فروش رفتن قسمت عمدهی احشام این کسب و کار نیز رونق سابق را نداشت. این مسائل باعث تغییر در آسیاب روستا شد. دستگاه آسیاب قدیمی به فروش رفت و امروزه از فرزندان همان آسیابان در محلّ کارگاه پدریشان که در روبروی مسجد جامع است اوّلین آسیاب برقی داخل روستا را راهاندازی کردند. این آسیاب برقی تاکنون توانسته نیازهای اهالی را در مورد آسیاب برآورده کند.
.: Weblog Themes By Pichak :.
