آن سال خون به در شد، بیش از هزار و اندی
گویند پشت صحنه، هر نوحه خوان پرندی
از قلت سپاهش، این نکته را به یاد آر
خون بر شمشیر پیروز، از همت بلندی
صحرای نینوا را، کرب و بلا بکردند
در عشق خاک ایران، از بهر سودمندی
در شط خون ارقم، با دادن دو دستان
از خویش و جان گذشتند، از تور هر کمندی
با چشم خود نبینیم، از قصه ها شنیدیم
فرجام کار آنان، از شمر و پور هندی
اکنون لوای مشکی، در هر دریست یک سر
ایران شدست ماتم، در سوگ پایبندی
از فاتحان دوران، جز نام بد نماندست
از صورت کریمان، در بوم و قاب بندی
اوراق زرد تاریخ، غیر از همین نگوید
جز از حسین و یاران در اوج ارجمندی
استاد ایرج اصغری سولا (با کمی تغییر در مصراع دوم)
| چهارشنبه 24 آذر1389 ساعت: 13:36 | توسط:ل.عرفانی نمین | ||||
|
سلام | |||||
جواب نویسنده: از بابت نظری که نوشته اید ممنونم. مطمئن هستم اهالی سولا از طرف تمام دوستانی که این روزها شرف حضور ندارند به نیابت حاضر هستند و مراسم امسال هم مانند قبل شور و حال خودش را دارد.
| جمعه 26 آذر1389 ساعت: 13:45 | توسط:misa1989 | ||||
|
سلام بر تو و نیزه ای که حامل توست | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
جواب نویسنده: از بابت شعر ارسالی شما ممنونم. اگر لطف کرده نام شاعر را هم ارسال کنید این شعر زیباتر خواهد شد.
.: Weblog Themes By Pichak :.
