تاريخ : چهارشنبه ششم بهمن ۱۳۸۹ | 19:4 | نویسنده : محمد سلمانی

آن سال خون به در شد، بیش از هزار و اندی

گویند پشت صحنه، هر نوحه خوان پرندی

از قلت سپاهش، این نکته را به یاد آر

خون بر شمشیر پیروز، از همت بلندی

صحرای نینوا را، کرب و بلا بکردند

در عشق خاک ایران، از بهر سودمندی

در شط خون ارقم، با دادن دو دستان

از خویش و جان گذشتند، از تور هر کمندی

با چشم خود نبینیم، از قصه ها شنیدیم

فرجام کار آنان، از شمر و پور هندی

اکنون لوای مشکی، در هر دریست یک سر

ایران شدست ماتم، در سوگ پایبندی

از فاتحان دوران، جز نام بد نماندست

از صورت کریمان، در بوم و قاب بندی

اوراق زرد تاریخ، غیر از همین نگوید

جز از حسین و یاران در اوج ارجمندی

 

استاد ایرج اصغری سولا (با کمی تغییر در مصراع دوم)


چهارشنبه 24 آذر1389 ساعت: 13:36 توسط:ل.عرفانی نمین

سلام
از کودکی ام تا یک سال قبل به یاد ندارم تاسوعا وعاشورای حسینی را به سولا نرفته وعزاداری ونذر ونیاز نکرده باشم .متاسفانه این دومین تاسوعایی است که به نمین نرفته ام. برای تسکین خودم در این روز عزیز به وبلاگ سولا سر زدم .عزاداری اهالی سولا همیشه رنگ وجلای خاصی به دهه محرم میدهد. موفق باشید .التماس دعا.

جواب نویسنده: از بابت نظری که نوشته اید ممنونم. مطمئن هستم اهالی سولا از طرف تمام دوستانی که این روزها شرف حضور ندارند به نیابت حاضر هستند و مراسم امسال هم مانند قبل شور و حال خودش را دارد.


جمعه 26 آذر1389 ساعت: 13:45 توسط:misa1989

 

سلام بر تو و نیزه ای که حامل توست
به محملی که درونش تمامی دل توست
سلام بر تو بر زلف عنبر افشانت
نگاه غم زده ی زینب پریشانت
---------------------------------------
دشت پر از ناله و فریاد بود
سلسله بر گردن سجاد بود
فصل عزا آمد و دل غم گرفت
خیمه دل بوی محرم گرفت
زهره منظومه زهرا حسین
کشته افتاده به صحرا حسین ...

 وب سایت   پست الکترونیک

 

جواب نویسنده: از بابت شعر ارسالی شما ممنونم. اگر لطف کرده نام شاعر را هم ارسال کنید این شعر زیباتر خواهد شد.