تاريخ : جمعه پانزدهم مرداد ۱۳۸۹ | 14:38 | نویسنده : محمد سلمانی

ادامه ...

چو بگذشت سالها زین ماجرا

به یکباره افتاد خاطر مرا

تو که بر وطن حاضری جان دهی

ز گفتار خوبان چرا سر نهی؟

بدین شد خواستم بر او جان دهم

گزارش ز پیران به پوران دهم

چنان در پی اش سالها گشته ام

که شبها به فکرش نه چشم بسته ام

در این فکر بودم که ناگه بجست

خیالی چو شبنم برِ گل نشست

قلم دست گیر و زنده کن مردگان

به ابیات نظم و به نثر روان