تاريخ : چهارشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۸۹ | 18:59 | نویسنده : محمد سلمانی
زمستان و پائیز سرد و برفی شود
فصل گرما پر از گندم و جو شود
خلاف هوا و بارش برف و یخ
ندیده است همسایه آزار حتی ملخ
برِ جنگل افتاده شرقش گِلان
به شیبی ملایم به دره روان همچنان
شمال سولا شهر فرهنگ شهر نمین
کزین برتر او را نگفتند چنین
چنان مغربش پر صلابت بینی ز کوه
چو دیوار چنین هست حائل و پر شکوه
نه آن کوه، سمبل غیرت است
«ساوالان» چو نامش پر از هیبت است
بر دامنش شهر دیرین کهن اردبیل
به تاریخ ایران بدانندش او را سبیل
چو مادر مرا زاد بشد چشم باز
بدیدم جمالش، بلند و فراز
چنان مهر میهن به دل بر نشست
که ابیات چندی نوشتم به شصت
که روزی نباشد صوفی اندر میان
به تاریخ ایران بماند این کیان
ادامه دارد ...
.: Weblog Themes By Pichak :.
